036
-
تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 11:49
یاهو واقعا "ایاک نعبد"؟ سه سال پیش رفته بودم پیش دکتر پ. . موقع اذان که شد گفت بریم چند تا دروغ به خدا بگیم. توی دلم گفت تعارف میکنی دکتر. تا امروز که برق از سرم پرید. راست میگفت. خدایا ما رو از اهل " ایاک نعبد و ایاک نستعین" قرار بده...
037
-
تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 11:49
یاهو آرامش مصنوعی و صلح مصنوعی پدر و مادرها از دعوا کردن هم بدتره. پرخاشگری منفعلانه ست و به مراتب ویران گر تر. یک نفر توی خودش میریزه. یه نفر به روی خودش نمیاره و سعی میکنه همه چیز و خوب نشون بده. یا باید اهمیت ندی یا تو دلت خودت و بخوری و بگی دیگه
038
-
تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 11:49
یاهو گاهی وقتا مسئله اینه که یه مشکل سالهاست ادامه داره و فرساینده شده. حلش دست تو نیست. نهایت اثرت آرامش بخشیدنه. اصطکاک برای هر زندگی ای طبیعیه. فردیت آدمها بهرحال با هم اصطکاک پیدا میکنه. این و درک میکنم. ولی وقتی ریشه مساله در گذشته ایه که تو د
040
-
تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 11:49
یاهو من احساس میکنم که هستی. همون قدر که بین تضرع و زاری شبی که خودت میدونی، به طور شفاف سکوتت رو احساس کردم. و دعوتت به صبر. من بارها قویا احساست کردم. حتی زمانی که نوجوان بودم احساس کردم بالغ و مسئول دونستیم. و وقتی توی دلم گفتم نکنه نشنوی و اثر
041
-
تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 11:49
یاهو نسبت به گذشته کنترل بیشتری روی احساساتم پیدا کردم. دیشب تونستم به ناراحتیم کمی غلبه کنم و تکلیف منطق و انجام بدم. منتظر موندن برام کشنده ست. منتظر نازنین دوستی بودم که نیومد. در راستای اصلاح خرابکاری هام توی حوزه روابط انسانی بود که نشد. کتاب
042
-
تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 11:49
یاهو رابطه های عاطفی یکی از بهترین راهنماها برای کشف درونن. ترس از موندن توی رابطه ای که دوستش نداری توی وجودم رخنه کرده. از دوست گرفته تا بقیه. از صمیمیت دلهره دارم. پس میزنم و دوباره طلب میکنم. اصلاحش میکنم.
024
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 20:12
یاهو آخرین داستان های کتاب fairy tales هانس کریستن اندرسن و برای کلاس زبان داشتم میخوندم، خیالی از دلم عبور کرد. با خودم گفتم اگر مهربان بود براش میخوندم و راجع به داستان ها حرف میزدیم؛ اینکه کدومشون مناسبه برای بچه ها و چی بهشون یاد میده و ... . به از این چه شادمانی که تو جانی و جهانی
025
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 20:12
اِلهى مَنْ ذَاالَّذى ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِکَ فَرامَ مِنْکَ بَدَلاً وَمَنْ ذَاالَّذىu200e اَنِسَ بِقُرْبِکَ فَابْتَغى عَنْکَ حِوَلاً اِلهى فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَیْتَهُu200e لِقُرْبِکَ وَوِلایَتِکَ وَاَخْلَصْتَهُ لِوُدِّکَ وَمَحَبَّتِکَ وَشَوَّقْتَ
026
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 20:12
گاهی دلت بهانه بگیرد چه میکنی؟ آتش شود زبانه بگیرد چه میکنی؟ امشب دلم امان مرا هم بریده است وقتی تو را نشانه بگیرد چه میکنی؟
027
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 20:12
یاهو وقتی سعی میکنم به ذهنم اجازه ندم گذشته و خاطرات و تا حد ممکن تحریف کنه، میبینم که چقدر معمولی و متوسط بودم. تو زمینه های مختلف. چیزی که این روزها بهش فکر میکنم دل بستگیه. یه شب وقتی سوالی کردم،بدون اینکه بهانه باشه، ناخودآگاه انتظار برخوردهای
028
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 20:12
یاهو تلویزیون داشت گزارشی از نمایش سهروردی پخش میکرد که مربوط بود به آخرین سالهای زندگی سهروردی. اشتیاق تمام وجودم رو گرفت که برم ببینمش. توی دلم گفتم به بچه ها هم بگم؛ نه بخاطر تنها نرفتن ( البته با آدمهای اهلش رفتن به مراتب بهتره)، برای اینکه از ا
029
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 20:12
یاهو عجالتا: "چرا تو؟ چرا فقط تو؟ هندسه زندگیم را تغییر می دهی هارمونی روزهایم را به هم می زنی پابرهنه در دنیای کوچکترین مسائل مربوط به من قدم می زنی در را پشت سرت قفل می کنی ولی من هیچ اعتراضی ندارم چرا؟ بی اختیار دوستت دارم بی اختیار انتخابت میکنم بی اختیار مشتاقت هستم و هیچ اعتراضی ندارم"
030
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 20:12
یاهو درست مثل اینه که یه آتشی درونت روشنه. وقتی دلتنگی یا بیتابی شعله میکشه و میسوزونه وقتی به قدر طاقتته، گرما می بخشه. یادش که باشه روشن میمونه و گرمت میکنه. شاید برای همینه که نمیخوای دل بکنی. اگر نترسی و بلد باشی دشواری هاشو طی کنی حتی رنج هاش
031
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 20:12
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی.
032
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 20:12
یاهو به بیتی برخوردم که درست شرح حال آخرین دیدارمون بود: به نگاهم بنگر به نگاهم بنگر که تمنا ریزد از آن سخن از دل بشنو که به نظاره تو نگهم بگشوده زبان چی از نگاهم گویا تر بود؟ وقتی صحبت میکرد و بهم نگاه میکرد توی آسمون بودم. نتونستم بهش بگم که از ت
033
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 20:12
یاهو خدایا بابت اتفاق خوب جمعه شب ازت ممنونم. درست در لحظه ای رسید که انتظارش و نداشتم و بهش احتیاج داشتم. مثل وقتایی بود که یدفعه غروب بارون میگیره و توی غم مبهم غروب امید پدیدار میشه. میخواستم موضوعی توی قرون وسطی انتخاب کنم برای درس روش تحقیق ا
011
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 21:19
یاهو هرچقدر به شروع ترم نزدیکتر میشدم، اضطرابم خودش و بیشتر نشون میداد. مدام تو ذهنم تجسم میکردم چه اتفاقی میفته، معاشرتهام خوب پیش میره؟ نکنه احساس غریبی کنم بین هم اتاقی هام و از این دغدغه های کم اهمیت اما موثر و مخرب. اما خوشبختانه همه چیز خوب پی
012
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 21:19
غرض این است که غیری نکند در دل جای انکه ما را به دل تنگ نگه می دارد
013
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 21:19
یاهو بعضی ها هستن که با زیست پاک و زلال و با صفاشون دعوت کننده به خیر و خوبی ان. هرچی بیشتر بهشون نزدیک میشی تجلیات ایمان و تو زندگی شخصیشون بیشتر میبینی. قشنگی باطن شون به قدری جذبت میکنه که دلت میخواد شبیه شون باشی. ممنونم خدا.
014
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 21:19
یاهو گاهی انگار دلت آواز میخونه. دوست داری یه گوشه بشینی و به آواز دلچسب دل خوشگلت گوش بدی؛ آوازی برآمده از امیدها و آرزوها و نرسیدن ها و ... . امشب دلم میخوند: هزار جهد بکردم که یار من باشی مرادبخش دل بیقرار من باشی چراغ دیده شب زنده دار من گ