015
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 21:19
یاهو باید آگاهانه تحصیل کنم؛ گاهی دچار فراموشی میشم و از خودم میپرسم تحصیل این رشته، چیزی به جانم اضافه کرده و خواهد کرد؟ جدای از مسیر تعیین شده، مسیر شخصی من و کارهایی که باید انجام بدم چیه؟ نکنه تحصیلم مبدل بشه به شیوه ای کاملا مثبت برای پرکردن و گذراندن زمان و فراموشی مسائل اساسی که از نظر من ارز...
016
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 21:19
یاهو خوندن نوشته هام برای هر مخاطبی غیر از خودم اتلاف وقته ولی برای خودم خیلی مفیده. توی پست قبلی نوشته بودم که اگر آموخته هام بعد از این دوره پیوندی با جانم برقرار نکنه و روی زیستم اثر نگذاره ارزشمند نیست؛ احساس کردم حرف خامی زدم. نوشتنش باعث شد گوش
017
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 21:19
یاهو با مهسا توی حلقه دین شناسی آشنا شدم. داشتم از کتابخونه مرکزی میومدم بیرون که اتفاقی دیدمش. گپ زدیم و قرار گذاشتیم منطق جدید بخونیم. لابلای صحبتمون گفت که چون شبانه قبول شده وضعیت خوابگاهش نامعلومه. نگرانش شدم. بهش گفتم که مهمان من بشه و ... مید
018
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 21:19
یاهو وقتی رفتم تست صدا بدم انتظار داشتم که از روی یک متن بخونم و تمام بشه ولی کاملا متفاوت بود از تصورم! هر مرحله ش یه توانایی خاص رو میطلبید و محک میزدن. از تماشاگر بودن به بازیگر بودن منتقل شده بودم و باید تمام حواسم متوجه حال می بود. توانایی هایی
019
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 21:19
یاهو تا قبل از دانشگاه دوستی داشتم که رابطه خیلی صمیمانه ای داشتیم؛ به لطف فضای مجازی. هرچند دور بودیم اما واقعا بهم نزدیک بودیم. بدون اینکه تعریف درستی از ایثار داشته باشیم، به اقتضای شرایط، غرق طرحواره ایثار شده بودیم. من برای اون بخاطر شرایط دشوا
020
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 21:19
یاهو وقتی کم سن تر بودم انتظار داشتم پدر و مادرم بی عیب و نقص باشن. تربیتشون هیچ نقصی در وجودم به جا نگذاشته باشه. از حادثه ای که باعث شد کودکی من غم آلود بشه و افسردگی مزمن بشه یار من، همیشه گله داشتم؛ از رنجی که بهم تحمیل شده بود و باعث شده بود تو
بخل
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
من هیچ وقت آدم سخاوت مندی نبودم و نیستم. اما یه چیزی تمام وجودم رو به درد آورد. چرا توی شب های قدر دعاهامون رو برای مومن ها و علی الخصوص مسلمانها بکنیم؟ تو دعا هم بخل ورزیدن؟ اصلا دعای این جماعت بالا میره؟ من هیچم و ادعایی ندارم. خدای عزیز دلهامون رو پاک کن و روحمون رو بزرگ...
کنکور انسانی
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
یا هو پارسال وقتی داشتم برای کنکور تجربی میخوندم یه لحظه هایی با خودم میگفتم نکنه این همه گره برای این باشه که من به این سمت نرم. اما بعد با خودم میگفتم با هر سختی آسانی همراهه. نباید سختی ها رو به پای اشتباه بودن مسیر نوشت. اما بازم بین این دو دائما در نوسان بودم. هنوز هم! یکی از آرزوهام این روزا ا...
روز نوشت1
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
یا هو. حالا میتونم به نظاره خودم بنشینم. ببینم چقدر راه رفتم، چقدر بیراه رفتم. گاهی گم شدم. گاهی خوب و بد خیلی بد آمیخته شد. مدام در حال از دست دادن بودم. از همه مهم تر از دست دادن خودم. بخش های تاریک روحم، به غایت به چالش کشیده شد. مسائلی که از دوران کودکی گریبانم رو گرفته بود. ورود خانم ن. نقطه عط...
22مین بهار!
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
امروز بیست و یک سال از زندگی زمینی من میگذره. احساس اولیم، ترس از زندگی نزیستم بود. بزرگترین دستاورد بیست و یک سالگی، برقراری پیوند با کسانی بود که قبلتر به خوبی درک نمیکردم سرمایه های زندگیم هستن؛ بالاخره پیله رو گشودم. دوست دارم از این به بعد بیشتر بخندم. از زندگی لذت بیشتری ببرم. با روان سالم، مع...
05
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
بغض گلوی ما را باری تو ترجمان باش ای بی شکیب باران ای بی قرار باران
06
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
با دست رعشه دار چو شبنم در ابن چمن دامان آفتاب مکرر گرفته ایم باور که میکند که در این بحر چون حباب سر داده ایم و زندگی از سر گرفته ایم