یاهو
از دیروز که از رونمایی کتاب به تو رای می دهم برگشتم عجیب شدم. با بهانه و بی بهانه اشک هام روانه میشه. انگار که پشت پلکام منتظرن تا جاری بشن.
اما نمیدونم چرا.
مثلا داشتم میخونم: " گوش کن می شنوی؟ صوت قطار عدم است/ دوستت دارم بسیار ولی بیهوده" و هنوزم چشمام در حال باریدنه.
نمیتونم توصیفش کنم. انگار فقط میتونم شهودش کنم. شاید از همدلی باشه. شاید از دست دادن آدمی که زلال بودنش باعث ایجاد رشته ای بینمون شده بود. نمیدونم.
این حال و هزاران بار عاشقم.
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمی