یاهو
این موقع شب خیلی خسته م برای نوشتن اما دلم میخواد امشبم ثبت بشه.
وقتی گفتی "مال بد بیخ ریش صاحبش" خدا میدونه که چقدر دلم میخواست مرجع ضمیرت من باشم... اما ازش با احتیاط رد شدم که آه حسرتم بلند نشه جان من. نمیدونی هنوزم چقدر دلم میخوادت...
میدونی چه کیفی داره برگردم ببینم بعد از این همه مدت تمام دلم هنوز در گرو توئه؟ هنوزم دلم و به تپش وا میداری!
به کجا برم شکایت؟به گویم این حکایت؟
که لبت حیات ما بود...
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمی