خرید بک لینک

درباره سایت

06

امکانات وب

یاهو


از وقتی عمو از جزئیات کارهام و برنامه م برای ادامه تحصیل پرسیده، اضطراب شدیدی به جانم افتاده.

از دست دادن تعلقاتم، دل کندن و بریدن به قدری سخته که انگار میل دارم که خودم و راضی کنم که اصلا چرا باید رفت؟

البته که باید پرسید و جواب خوبی براش یافت. اما پیش از پیدا کردن جواب، دارم شدیدا بهش واکنش نشون میدم.طبیعی هم هست لابد.

اگر بگم نگران خانواده و ... هستم هم درسته هم لاف میتونه باشه. درسته چون حتما در نظر خواهم گرفتش و اثر تعیین کننده ای روی تصمیمم خواهد داشت. لاف ه اگر بخوام بدون بررسی ش بخاطر ترس های خودم، از ابتدا نتیجه قطعی براش گرفته باشم.

چیزی که روشنه اینه که الان آمادگی روانیش رو ندارم. برای ارشد احتمالا بتونم تصمیم های بهتری بگیرم.

خوبی این قضیه اینه که در هر صورت، برای انتخاب هام دلایل قوی ای پیدا میکنم.


الان شک ندارم که اگر برم، حتما بعد از تحصیل برمیگردم. می نویسم که اگر بعدها نظرم تغییر کرد این روزها رو یادم نره!

برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:35

صفحه بندی