خرید بک لینک

درباره سایت

06

امکانات وب

یاهو


بعضی وقتا شادی های کوچک، حال آدم و جا میارن! مثلا اینکه توی قطار کنار صندلیت پریز باشه :))

توی قطار فیلم fathers and daughters و دیدم و کل فیلم باهاش گریه کردم. وسطش پشیمون شدم. گفتم چه کاری بود. بیماری مگه تو دختر حالا که حالت خوبه دستش میزنی. به توصیه یک روان تحلیلگر تصمیم گرفتم ببینم. یکم ترسیدم. ولی وقتی بهش فکر کردم دیدم یه زخم هایی یا یه جاهای خالی تو وجود شاید هر کس هست که هیچوقت کاملا خوب نمیشه. اما میتونه کاری کنه که باقی زندگی به دلیل اون زخم ها آسیب نبینه؛ روی دریافتش از واقعیت اثر نذاره و واقعیت و آلوده به پیش نویس هاش نکنه.

علاوه بر اون خوب شد که دیدم تا ترسم بریزه از این که نکنه این حال خوب شکننده باشه. هیچ عیبی نداره که اگر حالم بد بشه. دوباره میسازمش :)

از وقتی به طور مرتب ورزش میکنم حالم خیلی بهتر شده. ورزیده تر شدم. نشاط و روحیه دو چندان شده! این یکی از تکه های زندگی سالم و خوبه. هر چقدر میگذره بیشتر احساس میکنم داشتن حال خوب، رضایت از زندگی به زحمت و تلاش نیاز داره و حال ناخوب اگر نسبت مستقیم با سستی و رهاکردن زندگی نداشته باشه بی نسبت نیست.

برچسب: نویسنده: مهسا کریمی تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 11:49

صفحه بندی